خیاطی و طراحی لباس در آثار درام، نقاشیِ درونِ کاراکترهاست. طراحی لباس سریال یل یکی از درخشانترین نمونههای بازتابدهندهی تضادهای درونی انسانهاست. این مجموعهی پرتعلیق که به قلم جمشید محمودی نگاشته شده و با هنرمندی کارگردانی شده، داستانِ پیچیدهی آدمهایی را روایت میکند که رازهای بزرگی در سینهدارند. داستان در روستایی در دههی ۱۳۵۰ میگذرد؛ جایی که قتلهای زنجیرهای دختران جوان، اهالی روستا را با معمایی پیچیده روبهرو میکند و یک کارآگاه برای کشف حقیقت وارد آنجا میشود.

در این درام ملتهب، بازیگرانی چون پردیس احمدیه، میلاد کیمرام، حسین یاری، نوسد محمدزاده و بابک حمیدیان نقشآفرینی میکنند که هر کدام با زبان پوشش خود، تکهای از پازل این قصهی پرماجرا را کامل میکنند. طراحی لباس سریال یل به مخاطب ثابت میکند که هر گرهی پارچه، گرهای کور در سرنوشت قهرمانان داستان است.



پردیس احمدیه و استایل زن روستایی
پردیس احمدیه در نقش پری کیان، زنی روستایی، ظاهری ساده از پاکی و رنج دارد؛ او با الیاف نخی و کتان طبیعی به رنگهای خاکی، سبز زیتونی و آبی نیلی خاکخورده، همراه با برشهای گشاد و روسریهای گلدار سنتی در صحنهها ظاهر میشود تا هیچ اغراقی در ظاهرش وجود نداشته باشد و لباسها کاملاً با تن کاراکتر یکی شوند. مدل مو و آرایش او نیز در همین راستاست.



تیره پوشی به سبک میلاد کیمرام
در مقابل، میلاد کیمرام، در نقش سهراب کیان، با امضای همیشگی استایلهای تیره از جمله پیراهن مردانه و شلوار مشکی، قهوهای، زغالی و سرمهای، تیرگی لباس را به سلاحی برای ایجاد تعلیق، طغیان درونی و بازتاب رازهای مگو تبدیل کرده است.


حسین یاری و تیپ پدر کشاورز مهربان
حسین یاری در نقش پدری مهربان غزل با شغل کشاورزی، با پیراهنهای روشن و چهارخانههای کلاسیکِ منظم در طیفهای کرم، آبی آسمانی و سفید به همراه آستینهای تاشده ظاهر میشود تا چهارخانههای روشن او حکم پناهگاهی امن در دل آشوب داستان را داشته باشند.


نوید محمدزاده و کت چرم کارآگاهی
استفاده از کت چرم در ظاهر کارآگاههای داستانهای ایرانی تاریخی دراز دارد و در این سریال نیز شاهد کت چرم قهوهای ملک هستیم که روی پیراهن سفید او به چشم میخورد. صورت اصلاحشدهی محمدزاده نیز در ادامهی ظاهر جدی و اشرافی مردی اهل خارج از روستا، بسیار با کاراکتر هماهنگ است.




بابک حمیدیان، لباسهای ساده و شخصیت پیچیده
بابک حمیدیان با استایلی سراسر قهوهای، خاکی و ساده ظاهر شده است؛ لباسی که در نگاه اول از او انسانی بهشدت متواضع، بیآزار و درستکار میسازد. پیراهنهای ساده، جلیقههای پشمی و شلوارهای راسته با رنگهای گرم و خاکی، او را شبیه به مردی معصوم و امین جلوه میدهند. اما جادوی طراحی لباس اینجاست: این ظاهرِ ساده و سراسر صمیمیت، یک نقابِ هوشمندانه است. طراح لباس از این سادگیِ افراطی استفاده میکند تا ذهن مخاطب را کاملاً فریب دهد و از ماهیتِ اصلی و پیچیدهی این شخصیت دور کند.




دیدگاه شما