«آیا استعداد من کافی نیست؟ جراحی بینی گران و خطرناک است! در ضمن شاید دلیل صدای خاص و ویژهام، بینی من باشد و در نهایت من بینی بزرگ خودم را دوست دارم، آن امضای صورت من است!»
این جملات را «باربارا استرایسند»، یکی از بازیگران معروف هالیوود، گفته است. او یکی از معدود بازیگران زن در دوران طلایی هالیوود بود که با بینی قوزدار در قاب دوربین ظاهر شد؛ ویژگیای که آن زمان نهتنها امتیاز به حساب نمیآمد، بلکه موضوعی برای انتقاد بود. در شرایطی که بسیاری میخواستند او ظاهرش را تغییر دهد، باربارا سرسختانه به طبیعی بودن خود پایبند ماند و تن به جراحی نداد.

در جامعهی امروز، بینی بزرگ بیشتر به چشم یک مشکل دیده میشود؛ انگار همه زیر فشار هستیم تا خیلی زود به سمت جراحی برویم. هرچند که در ماههای اخیر دوباره بینی قوزدار به عنوان یکی از معیارهای زیبایی معرفی شده است، اما هنوز هم بسیاری نمیتوانند احساس خوبی نسبت به بینی قوزدار خود داشته باشند. به همین مناسبت شاید بد نباشد تاریخچه و جایگاه بینیهای قوزدار را مرور کنیم.
زنان و بینیهای قوزدار

زنان با بینیهای بزرگ، نه انقلابی به راه انداختهاند و نه ادعای جنبش داشتهاند، اما هنوز هم «تابوشکن» نامیده میشوند. سالهاست که معیارهای زیباشناسی بر مسیر زندگی زنان سایه انداخته است؛ از انتخاب شغل تا نحوهی حضور و ارائهی خود در جوامع. تأثیری انکارناپذیر که بارها تمرکز آنها را از موضوعات مهمتر زندگی به سمت دغدغهی چهره و ظاهر منحرف کرده است. برای بسیاری، آینه به صحنهی نارضایتی دائمی تبدیل شده؛ عدهای خود را همواره در مقایسه با الگوهای غالب، «کمزیبا» یا حتی «زشت» دیدهاند. اما این نگاه به تدریج در حال تغییر است. امروز بحث دربارهی فرم بینی دیگر صرفاً در محدودهی زیبایی ظاهری باقی نمیماند، بلکه از زاویهای تازه بررسی میشود: از دریچهی تاریخ، آگاهی و هنر.
بینی قوزدار در تاریخ هنر

در هنر باستانی و کلاسیک اروپا و غرب آسیا، بینیهای قوزدار نشانهای از اصالت و زیبایی به شمار میرفتند. نمونههای آن را میتوان در آثار یونانی، مصری و ایرانی دید؛ جایی که نقاشیها و مجسمهها اغلب با بینیهای برجسته و قوزدار ترسیم یا ساخته شدهاند. در ایران باستان، به ویژه در دوران هخامنشیان، بینی عقابی (با قوز برجسته و نوک تیز) نمادی از زیبایی، قدرت و اصالت بود. مورخان یونانی مانند پلوتارک در توصیف کوروش بزرگ، به این ویژگی اشاره کردهاند. پلوتارک به این نکته نیز اشاره میکند که مردم ایرانزمین به خاطر بینی کوروش، بینیهای عقابی را دوست داشته و زیبا میدانند.
در دورهی رنسانس و پس از آن، بینیهای قوزدار بارها در آثار هنری به تصویر کشیده شدهاند. در فیزیولوژی قرن نوزدهم، این نوع بینی به «رومی» معروف بود و گاهی «بینی فرمانده» هم نامیده میشد.

به طور کلی، در اروپا و منطقهی غرب آسیا، بینی قوزدار میتوانست نشانهای از اصالت قومی یا قدرت و تأثیر فرد باشد. آثار هنری متعددی در جهان، بینیهای قوزدار را به تصویر کشیدهاند؛ برای مثال، مجسمهی کلئوپاترا در سبک نئوکلاسیک که توسط ادمونیا لوئیس ساخته شده، بینی برجستهای دارد که باستانشناسان آن را عقابی توصیف کردهاند. در هنر آفریقا نیز بینی قوزدار را برجستهتر از حالت واقعی آن، در مجسمهها نشان میدادند؛ مثل ماسک ملکهی مادر که حجیم ساخته شده و حتی وجود بینی باعث شده است که باقی اجزاء صورت کمتر دیده شوند.

والت دیزنی و شخصیتهایی با بینی قوزدار

اگر تا به حال انیمیشنهای کمپانی والت دیزنی را دیده باشید، حتماً با شخصیتهای شرور و منفور آن روبهرو شدهاید؛ جادوگرانی که میخواهند پرنسس قصه را نابود کنند یا زیباییاش را بربایند. بیشتر آنها یک ویژگی مشترک دارند: بینی قوزدار! کودکی که بیخبر و معصومانه این داستانها را تماشا میکند، متوجه نیست که چنین تصویرسازیهایی میتواند به مرور در ذهنش اثر بگذارد؛ تا جاییکه بعدها بینی قوزدار برایش نشانهی زشتی و نفرت به نظر برسد و در بزرگسالی نتواند ظاهر خودش را بپذیرد. البته کمپانی والت دیزنی در سالهای اخیر به این موضوع توجه کرده و در برخی انیمیشنهای جدید، شخصیتهای مثبت و دوستداشتنی را هم با چنین ویژگیهایی طراحی کرده است. با این حال، تأثیر انیمیشنهای قدیمی همچنان در ذهن نسلهای مختلف باقی مانده است.
بینی قوزدار در عرصههای مد و سینما
زنان هنرمندی که بینی قوزدار یا بزرگ دارند، همواره در دنیای هنر با چالشهای سنگینی روبهرو بودهاند؛ چرا که استانداردهای محدود و مسموم زیبایی اغلب آنها را تحت فشار قرار میدهد.
سارا جسیکا پارکر، بازیگر شناختهشدهی سریال Sex and the City، از جمله زنانی است که به دلیل بینی بزرگش بارها مورد قضاوت قرار گرفت و حتی لقب «زشتترین زن هالیوود» را به او نسبت دادند. با این حال، او همواره بر پذیرش ظاهر طبیعیاش تأکید کرده و میگوید:
«من زیاد در آینه نگاه نمیکنم. حقیقت این است که چندان برایم مهم نیست چه شکلی باشم.»

ماییم بیالیک، بازیگر و نویسندهی آمریکایی نیز سالها با قضاوتهای دیگران درباره چهرهاش مواجه شد، اما تصمیم گرفت چهرهی طبیعی خود را حفظ کند و به معیارهای تحمیلی تن ندهد.

مریل استریپ، یکی از بزرگترین بازیگران تاریخ سینما، دربارهی دیدگاهش نسبت به بینی خود گفته:
«وقتی جوانتر بودم از بینیام متنفر بودم، انگار پرچمی جلوی چشمهایم بود. اما حالا دیگر این حس را ندارم و آن را دوست دارم.»

در دنیای موسیقی، ماریا کالاس، خوانندهی افسانهای اپرا، همواره از سوی منتقدان به دلیل ظاهرش مورد قضاوت قرار میگرفت و حتی چهرهاش را «خالی از زنانگی» میخواندند.

لیدی گاگا خواننده و ترانهسرای آمریکایی هم تجربهی مشابهی را پشت سر گذاشته است. او میگوید:
«پیش از انتشار اولین تکآهنگم به من پیشنهاد شد بینیام را عمل کنم، اما پاسخ دادم: هرگز! من عاشق بینی ایتالیاییام هستم.»

حتی در عرصهی مد، ژیزل بوندشن، یکی از مشهورترین سوپرمدلهای جهان، در نوجوانی به خاطر بینی بزرگ و چشمهای ریزش بارها با قضاوتهای منفی روبهرو شد. اما با حمایت پدرش توانست ویژگیهای طبیعی خود را بپذیرد و امروز به یکی از چهرههای ماندگار صنعت مد تبدیل شده است.

بلا حدید مدل معروف آمریکایی-فلسطینی در سن ١٤ سالگی عمل رینوپلاستی انجام داد، اما حالا پشیمان است و به گفتهی خودش اگر به عقب برمیگشت هرگز این کار را انجام نمیداد؛ چرا که در آن صورت شباهت خود به اجدادش را حفظ کرده بود.

بينی قوزدار در دوران معاصر
امروزه نگاهها به بینی قوزدار متفاوت است. با نفوذ استانداردهای زیبایی غربی، بسیاری از افراد به ویژه در غرب آسیا ، ترجیح میدهند بینی صاف، کوچک و قوسدار داشته باشند؛ چیزی که ممکن است قبلاً حتی به آن فکر نکرده باشند. حتی تهران برای مدتی لقب «پایتخت جراحی زیبایی بینی» را به خود اختصاص داده بود و این روند به کل کشور سرایت کرد؛ تا جایی که افراد از دیگر کشورها نیز برای عمل رینوپلاستی به ایران میآمدند. این موضوع حتی تبدیل به یک نشانهی فرهنگی و شناسنامهای برای ایران شد.
تاریخچه عمل بینی در ایران

«دکتر سیروس اصانلو» که امروزه از او به عنوان “پدر جراحی پلاستیک ایران” یاد میشود، از دههی ۱۳۳۰ شمسی آغازگر جریان مدرن جراحی بینی در ایران بود. او که سالها در انگلستان و آمریکا نزد برجستهترین استادان جراحی پلاستیک آموزش دیده بود، با بازگشت به ایران نهتنها روشهای نوین جراحی را به کشور آورد، بلکه با مهارتش بهترین نتیجه را -با توجه به معیارهای غربی زیبایی بینی- روی صورت بیمار پدید میآورد. اهمیت کار او صرفاً در مهارت جراحی خلاصه نمیشود؛ بلکه نشان میدهد میل به تغییر فرم بینی، به ویژه در جامعهی ایران، از دیرباز وجود داشته است.

تأثیر سوشال مدیا بر میل به عمل بینی
شبکههای اجتماعی با محتوای پرزرقوبرق و اغلب فریبندهشان، سالهاست تأثیر عمیقی بر نگاه ما به خودمان گذاشتهاند؛ تأثیری که خیلی وقتها متوجه آن نمیشویم. تصاویر دستکاریشده، ویرایشهای سنگین و فیلترهایی که چهرهای بینقص خلق میکنند، فاصلهای جدی با واقعیت دارند. همین فاصله بیش از همه بر نوجوانان و جوانان اثر میگذارد؛ آنها را نسبت به ظاهرشان ناامن میکند و به مرور اعتمادبهنفسشان را کاهش میدهد. در نتیجه، بسیاری برای رسیدن به همان «چهرهی ایدهآل» به جراحیهای زیبایی، به ویژه جراحی بینی، رو میآورند.

اما واقعیت این است که افزایش آگاهی دربارهی تفاوت فضای مجازی با زندگی واقعی و پذیرش تنوع طبیعی چهرهها، میتواند بخش زیادی از این فشار روانی را کاهش دهد و جلوی بسیاری از انتخابهایی که در آینده پشیمانی به بار میآورند را بگیرد.
موج نو، پذیرش بینیهای قوزدار
در حالی که سالهاست موضوع زیباشناسی در غرب آسیا و شمال آفریقا به سمت الگوی غربی گرایش داشته است، نسلهای جدیدتر سرسختانه مقابل این موضوع ایستادگی میکنند و با افزایش آگاهی، باورهایی نو و تعریفی تازه از زیبایی به وجود میآورند. حتی به تازگی موجی از تحقیقات و جنبشهای بومی شکل گرفته است که افراد را به کشف ارزش زیبایی طبیعی صورت خود تشویق میکند. در این جریان، بیشتر هنرمندان و جوانان حضور دارند؛ کسانی که پس از سالها تلاش برای تغییر فرم طبیعی صورتشان، به ارزش آن پی بردهاند. پیرو همین موضوع کارزارهایی مانند #SideProfileSelfie نیز به راه افتادهاند تا با رد استانداردهای از پیش تعیینشده، اصالت را در چهرهی خود حفظ کنند.

سخن آخر
در نهایت، داستان کسانی چون باربارا استرایسند، مریل استریپ، لیدی گاگا، کیت بلانشت و… به ما یادآوری میکند که زیبایی واقعی در اصالت و اعتماد به خود است. هر ویژگیای که شما را متمایز میکند، از بینی تا هر جزء دیگر، میتواند بخشی از هویت شما باشد.







دیدگاه شما