در بیشتر نقاشیهای ویتوریو رِجّیانینی (Vittorio Reggianini)، لباسها از شخصیتها واقعیتر به نظر میرسند. او به خاطر نقاشی ساتن، تور و پارچههای گلدوزیشده با جزئیاتی خیرهکننده شهرت داشت. چینهای ظریف پارچه و بازتاب نور با دقت زیادی روی بوم مینشستند. ابریشم صاف و براق، کاملا متفاوت از مخمل، تور یا سطوح صیقلی دیده میشد. همین مهارت، بعدها به یکی از مهمترین ویژگیهای آثار او تبدیل شد. نقاشی ابریشم ویتوریو هنوز هم به خاطر همین نمایش چشمگیر بافت و نور، جذابیت خاصی دارد.

اما مسیر هنری رِجّیانینی از لباسهای مجلل شروع نشد. او ابتدا طبیعت بیجان و موضوعات تاریخی را نقاشی میکرد. در سال ۱۸۸۴ نیز در مودنا جایزهای مهم به دست آورد. یک سال بعد راهی فلورانس شد و مسیر خود را تغییر داد. فلورانس آن زمان مقصد مسافران ثروتمند اروپایی و آمریکایی بود. آنها به دنبال تصویری رمانتیک از قرن هجدهم بودند؛ قرنی خیالی، اشرافی و پرزرقوبرق. رِجّیانینی خیلی زود این فضا را به دنیای اصلی تابلوهایش تبدیل کرد. لباسهای باشکوه، اتاقهای مجلل، زوجهای در حال معاشقه و نوازندگان در آثارش جان گرفتند.




رِجّیانینی در این مسیر تنها نبود. فدریکو آندریوتی و فرانچسکو وینا نیز در خلق چنین صحنههایی فعالیت داشتند. این هنرمندان گاهی از مدلها و وسایل صحنهی مشترک استفاده میکردند. به همین دلیل، یک زن، یک صندلی یا حتی یک لباس ممکن بود در آثار چند نقاش دیده شود. این شباهتها بخشی از جذابیت دنیای هنری آنهاست. با این حال، رِجّیانینی در نمایش پارچهها مهارتی متفاوت داشت. لباسهای او آنقدر دقیق و پرجزئیات بودند که گاهی از داستان تابلو جلو میزدند. نقاشی ابریشم ویتوریو امروز هم به همین دلیل تماشایی است؛ جایی که مد، نور و نقاشی در یک تصویر باشکوه به هم میرسند. این توجه وسواسگونه به لباس و بافت، هنوز هم برای دنیای مد و تصویرسازی الهامبخش است.











دیدگاه شما