طراحی لباس در هالیوود معمولاً برای خلق یک فانتزی دور از دسترس انجام میشود. اما کمد لباس جولیا رابرتز کاملاً متفاوت است. لباسهای او در فیلمها فقط مختص به کاراکترها باقی نماندند و مستقیماً به کمد روزمرهی زنان در سراسر جهان راه یافتند. جادوی واقعی استایل سینمایی جولیا رابرتز در این است که احساس پوشیدنی بودن را به مخاطب القا میکند. این لباسها بینقص اما کاملاً در دسترس هستند. آنها به ما یاد دادند که چگونه بدون زحمت زیاد، شیک و تاثیرگذار باشیم. در ادامه بررسی میکنیم که چرا پنج آیتم نمادین از لباسهای جولیا رابرتز در فیلمها، مرز بین فشن سینمایی و واقعیت را برای همیشه از بین بردند.

پیراهن خالخالی؛ بازتعریف ظرافت بهاری (زن زیبا – ۱۹۹۰)
این فقط یک لباس ساده برای تماشای مسابقهی چوگان نبود. طراحی هوشمندانهی پیراهن جولیا رابرتز در «زن زیبا»، پترن خالخالی را از یک طرح کلاسیک و تکراری نجات داد. این پیراهن قهوهای خاص است چون فرمول لباسهای روزانه را به کل تغییر داد. یقهی کلاسیک و کمربند پهن آن، تعادلی هوشمندانه میان وقار و راحتی ایجاد کرد. این طراحی به زنان نشان داد که برای درخشیدن در یک رویداد مهم، نیازی به زرقوبرق اغراقآمیز ندارند.

کت چرم و کلاه برت؛ تولد استایل خیابانی (ناتینگ هیل – ۱۹۹۹)
یونیفرم کژوال کاراکتر آنا اسکات شاهکار مطلق سادگی است. یک ستارهی سینما که سعی میکند با یک تیشرت سفید، کت چرم مشکی و کلاه برت در میان مردم عادی پنهان شود. دلیل ماندگاری این ترکیب، تضاد درخشان آن است. این لباس اوج راحتی را با نوعی بیتفاوتی جذاب ترکیب میکند. این استایل دقیقاً همان فرمولی را خلق کرد که امروز در دنیای مد به عنوان استایل مدلها در روزهای عادی (Off-duty) میشناسیم.

بافتنیهای لایهلایه؛ تجسم گرمای پاییزی (نامادری – ۱۹۹۸)
کمد لباس جولیا در این فیلم یک مسترکلاس واقعی برای استایل پاییزه است. پلیورهای یقه اسکی ضخیم، شالگردنهای اورسایز و پالتوهای بلند پشمی. این استایل به شدت خاص است چون احساسات و پختگی کاراکتر را در بافت پارچهها ادغام میکند. این ترکیبهای لایهلایه، راحتی و بلوغ را همزمان ارائه میدهند. زنان با دیدن این فیلم یاد گرفتند که چگونه با حجم دادن به لباسهای زمستانی، یک سیلوئت دنج و در عین حال شیک بسازند.


پیراهن ابریشمی مینیمال؛ حذف اضافات دهه نود (عروسی بهترین دوست من – ۱۹۹۷)
نقطه اوج استایل سینمایی جولیا رابرتز در دهه نود، همین پیراهن یاسیرنگ با یقه هالتر است. در دورانی که لباسهای شب پر از جزئیات پیچیده و لایههای اضافه بودند، این پیراهن اسلیپ (Slip Dress) خط بطلانی بر تمام شلوغیها کشید. خاص بودن این آیتم در برشهای به شدت تمیز و درخشش ملایم ابریشم آن است. این لباس ثابت کرد که مینیمالیسم عریان میتواند قدرتمندترین انتخاب برای موقعیتهای رسمی باشد.

بوتهای بالای زانو؛ از یک تابو تا ترند زمستانی (زن زیبا – ۱۹۹۰)
مسیر تبدیل شدن این بوتهای ورنی بلند به یک ترند روزمره بسیار شگفتانگیز است. این آیتم در ابتدای فیلم نمادی از یک موقعیت اجتماعی حاشیهای بود. اما تاثیر بصری آن روی پردهی نقرهای به قدری قدرتمند بود که صنعت مد نتوانست آن را نادیده بگیرد. بوتهای بالای زانو (Over-the-knee)، به سرعت وارد فشن خیابانی شد. این اتفاق نشاندهندهی قدرت یک بازیگر در تغییر کاربری یک آیتم نمایشی به یک ضرورت زمستانی است.


دیدگاه شما