فرش قرمز در سالهای اخیر شبیه به یک بالماسکهی پرزرقوبرق شده است. بازیگران لباس کاراکترهای سینمایی خود را موبهمو کپی میکنند. این ترند که با نام «متد درسینگ» (Method Dressing) شناخته میشود، در ابتدا هیجانانگیز بود، اما تکرار بیشازحد، عنصر غافلگیری را از آن گرفت. وقتی همهچیز بیشازحد واضح باشد، مد به لباس مبدل تقلیل پیدا میکند. در این میان، یک استثنای درخشان وجود دارد. راز این تمایز در متد درسینگ نامحسوس اما استون روی فرش قرمز نهفته است. استون و استایلیست باهوشش، پترا فلانری (Petra Flannery)، بهجای فریاد زدن موضوع فیلم، آن را در گوش مخاطب زمزمه میکنند.

فرار از تله کارناوال؛ چرا رویکرد پترا فلانری خاص است؟
بیشتر استایلیستها در تورهای تبلیغاتی فیلمها به سراغ آسانترین ارجاع میروند. آنها رنگ یا فرم لباس کاراکتر را مستقیماً روی فرش قرمز میآورند. این کار برای وایرال شدن در شبکههای اجتماعی عالی است. اما از نظر تاریخ مد، تاریخ مصرف کوتاهی دارد.

کار پترا فلانری از این جهت خاص است که به شعور بصری مخاطب احترام میگذارد. او به سراغ روح کاراکتر و اتمسفر فیلم میرود، نه کمد لباس صحنه. فلانری DNA هر فیلم را استخراج میکند. سپس با کمک نیکولا ژسکیر در خانه مد «لویی ویتون»، آن را به معماری لباس، بافت پارچه و جزئیات ظریف دوخت ترجمه میکند. نتیجهی این فرآیند، لباسی است که حتی بدون شناخت فیلم هم یک شاهکار مستقل در دنیای مد محسوب میشود.

اسکار ۲۰۲۴ و «بیچارگان»؛ تشریح آناتومی به زبان کوتور
در فصل جوایز فیلم «بیچارگان» (Poor Things)، همه منتظر بودند اما استون را در پیراهنهای ویکتوریایی با آستینهای پفدار غولپیکر ببینند. کاراکتر «بلا بکستر» نماد اغراق در فرمهای تاریخی بود. اما فلانری مسیر دیگری را انتخاب کرد. او برای مراسم اسکار ۲۰۲۴، یک پیراهن دکلته به رنگ سبز نعنایی بسیار روشن از «لویی ویتون» برگزید. چرا این انتخاب نبوغآمیز بود؟

- پپلوم ساختارشکن بهجای آستین پفدار: فلانری حجم اغراقآمیز لباسهای بلا بکستر را از شانه به کمر منتقل کرد. پپلوم زاویهدار و مجسمهوار لباس، اشارهای ظریف به فرمهای غیرعادی و آزمایشگاهی فیلم داشت.
- بافت صدفمانند پارچه: پارچه ژاکارد لباس، بافتی شبیه به صدف و فلسهای دریایی داشت. این جزئیات ظریف، بدون هیچ توضیح اضافهای، سفر دریایی بلا و فضای سوررئال شهر لیسبون را تداعی میکرد.
- پالت رنگی آزمایشگاهی: رنگ سبز نعنایی سرد، دقیقاً از دل پالت رنگی لنزهای یورگوس لانتیموس بیرون آمده بود.
کن ۲۰۲۴ و «انواع مهربانی»؛ تنش روانی در خطوط تیز
فیلم «انواع مهربانی» (Kinds of Kindness) اثری سرد، مدرن، تاریک و پر از تنشهای روانی است. اینجا دیگر خبری از فانتزیهای ویکتوریایی نبود. برای اکران این فیلم در جشنواره کن، استایل اما استون ناگهان تغییر فاز داد. فلانری برای این تور تبلیغاتی به سراغ پولکهای براق به رنگ زرشکی تیره، یقههای هفت عمیق و شانههای تیز رفت. خاص بودن این انتخاب در ایجاد حس عدم قطعیت و اقتدار بود. برشهای لیزری و خطوط صاف لباسها، سردی فضای فیلم را بازتاب میدادند. هیچ المان داستانی مستقیمی در کار نبود. تنها درخشش تیرهی پارچه و ساختار سخت سرشانهها، اتمسفر سنگین فیلم را به تصویر میکشیدند.

اسکار ۲۰۱۷ و «لا لا لند»؛ ریتم جاز در حرکت ریشهها
بازگشت به عقب نشان میدهد که این استراتژی یک فرمول امضاشده و قدیمی است. در دوران اکران «لا لا لند» (La La Land)، استفاده از پیراهنهای زرد قناری یا دامنهای کلوش دهه پنجاهی سادهترین انتخاب ممکن بود. اما در شب اسکار، استون با پیراهن طلایی ژیوانشی با طراحی ریکاردو تیشی روی فرش قرمز ظاهر شد. این لباس از هزاران ریشهی کریستالی و طلایی تشکیل شده بود. استراتژی فلانری در اینجا تمرکز بر حرکت بود. پیراهن در حالت ایستاده، ادای دینی به عصر طلایی هالیوود داشت. اما با هر قدم استون، ریشههای لباس به رقص درمیآمدند و ریتم موسیقی جاز را زنده میکردند. این انتخاب بار دیگر قدرت متد درسینگ نامحسوس اما استون در فرش قرمز را به رخ کشید. او حس رقص را پوشیده بود، نه لباس یک رقصنده را.

دوران «بوگونیا»؛ وقتی حذف جزئیات به بیانیه تبدیل میشود
در پروژههای متأخر استون مانند «بوگونیا» (Bugonia) که با تراشیدن موها و ورود به فضایی علمی-تخیلی و پارانوئید همراه بود، رویکرد فلانری به اوج پختگی رسید. او بهجای افزودن المانهای فضایی و کلیشهای، استراتژی «حذف» را پیش گرفت.

استفاده از پیراهنهای ستونی (Column dresses) با برشهای مینیمال، یقههای بسته و حذف کامل جواهرات شلوغ، تمام تمرکز را به سیلوئت استون و موهای پیکسی او معطوف کرد. خاص بودن این استایل در جسارتِ خالی بودن آن است. پارچههای ساتن سنگین و خطوط عمودی صاف، حس انزوا، مدرنیته و رازآلودگی فیلم را بدون نیاز به هیچ اکسسوری عجیبی منتقل میکنند.

همکاری اما استون و پترا فلانری ثابت میکند که مرز باریکی میان «تبلیغ فیلم» و «خلق لحظه ماندگار در مد» وجود دارد. استایلهای آنها مثل یک پازل بصری عمل میکنند. مخاطب عادی از زیبایی و هارمونی لباس لذت میبرد و مخاطب حرفهای، کدهای پنهان دوختهشده در تاروپود پارچه را کشف میکند. همین لایهدار بودن استایلهاست که استون را از یک بازیگر خوشپوش به یکی از مهمترین آیکونهای استایل در قرن بیستویکم تبدیل کرده است.

دیدگاه شما