تحریریه چی بپوشم در
2

از چوپانان تا سکوی لوکس؛ وقتی یک میراث پوشیدنی کشف می‌شود

از چوپانان تا سکوی لوکس؛ وقتی یک میراث پوشیدنی کشف می‌شود

در مجموعه پاییز و زمستان ۲۰۲۶ برند «لویی ویتون»، فرمی آشنا برای جوامع دامدار ایران، آناتولی، قفقاز و بخش‌هایی از آسیای مرکزی، در قالبی لوکس و اغراق‌شده روی سکوی مد ظاهر شد. بالاپوش چوپانی لویی ویتون در مجموعه نیکولا گسکی‌یر، با حجم بزرگ و سرشانه‌های برجسته، یکی از چشمگیرترین فرم‌های مجموعه بود. خود خانه مد این مجموعه را با ایده‌هایی درباره‌ی سنت‌های دامداری و پیوند میان گذشته و آینده معرفی کرده است. با این حال، شباهت این لباس‌ها به پوشش سنتی چوپانان و نبود ارجاع روشن به خاستگاه‌های فرهنگی این فرم، بحثی جدی را درباره‌ی مرز میان الهام، بازآفرینی و مصادره‌ی فرهنگی به راه انداخته است.

single_content ad banner

بالاپوش چوپانی لویی ویتون

لباسی که پیش از مد لوکس، یک ابزار زندگی بود

این بالاپوش یک فرم صرفاً تزئینی نیست. نمونه‌هایی از چنین پوشش‌هایی با نام‌هایی مانند کپنک، چوخا، چوقا و شولا در مناطق مختلف شناخته شده‌اند؛ البته این نام‌ها همیشه به یک لباس واحد اشاره نمی‌کنند و شکل، کاربرد و نام‌گذاری آن‌ها از منطقه‌ای به منطقه‌ی دیگر تفاوت دارد.

کپنک، به‌ویژه در میان چوپانان آناتولی و مناطق کردنشین، نمونه‌ی شناخته‌شده‌ای از بالاپوش‌های نمدی و پشمی است. حتی در آرشیو موزه پیت ریورز دانشگاه آکسفورد، تصویری از یک چوپان کرد در عراق در سال ۱۹۹۲ ثبت شده که بالاپوش نمدی و پهن‌سرشانه‌ای به تن دارد. این تصویر، لباس را نه به‌عنوان یک شیء موزه‌ای، بلکه در بستر استفاده‌ی واقعی آن نشان می‌دهد.

بالاپوش چوپانی لویی ویتون

نکته‌ی مهم درباره‌ی این لباس، فقط شکل متفاوت آن نیست. ساختمان لباس از نیازهای واقعی زندگی در فضای باز شکل گرفته است. نمد ضخیم، عایق مناسبی در برابر سرما و باد ایجاد می‌کند. بخش‌های شکل‌داده‌شده‌ی لباس نیز به حفظ فرم آن روی بدن کمک می‌کنند. همین ویژگی‌ها باعث می‌شود چیزی که روی سکوی مد ممکن است یک حجم مجسمه‌وار و اغراق‌آمیز به نظر برسد، در اصل پاسخی عملی به شرایط زندگی چوپانان باشد.

یک معماری کوچک و پوشیدنی

جذاب‌ترین بخش این لباس شاید همان سرشانه‌ای باشد که در نگاه نخست غیرمعمول به نظر می‌رسد. ساختار نسبتاً سفت نمد اجازه می‌دهد قسمت بالایی لباس از بدن فاصله بگیرد و فرم خود را حفظ کند.

این ویژگی در زمان استراحت نیز کاربرد پیدا می‌کند. هنگامی که چوپان در فضای باز دراز می‌کشد، بخش ساختاریافته‌ی لباس می‌تواند بالاتر از بدن باقی بماند و تا حدی مانند یک پوشش محافظ برای سر و بالاتنه عمل کند. بنابراین فرم لباس تنها نتیجه‌ی زیبایی‌شناسی نیست؛ نتیجه‌ی شناخت هم‌زمان ماده، بدن، اقلیم و شیوه‌ی زندگی است.

از این زاویه، این بالاپوش را می‌توان نوعی «معماری پوشیدنی» دانست. لباس هنگام راه رفتن، پوشش است. هنگام توقف، لایه‌ای محافظ ایجاد می‌کند و هنگام خواب، بخشی از فضای شخصی فرد را می‌سازد. همین چندکارکردی بودن، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی است که در تبدیل آن به یک فرم مدرن ممکن است از نظر دور بماند.

نمد؛ ماده‌ای که با زندگی دامداری پیوند دارد

انتخاب نمد برای این لباس نیز اتفاقی نیست. برخلاف پارچه‌های بافته‌شده، نمد از درهم‌تنیدگی الیاف پشم در اثر رطوبت، گرما و فشار شکل می‌گیرد. نتیجه، ماده‌ای متراکم، ضخیم و مقاوم است که می‌تواند در برابر سرما و باد عایق ایجاد کند.

این ویژگی‌ها باعث شده نمد در فرهنگ‌های دامداری مناطق مختلف، از ایران و آناتولی تا قفقاز و آسیای مرکزی، کاربردهای متنوعی داشته باشد. نمد تنها برای لباس استفاده نمی‌شده است. از آن برای زیرانداز، پوشش و گاهی ایجاد سرپناه موقت نیز استفاده شده است.

بالاپوش چوپانی لویی ویتون

در ایران نیز انواع مختلف بالاپوش‌های پشمی و نمدی چوپانی سابقه‌ی طولانی دارند. واژه‌هایی مانند «چوخا» یا «چوخه» نیز در منابع مختلف با معانی متفاوت به کار رفته‌اند. در برخی منابع، چوخا به جامه‌ای پشمی و خشن برای چوپانان و برزگران اشاره دارد؛ در حالی که در مناطق دیگر، همین واژه می‌تواند به پوشش بلند یا لباسی با ساختار متفاوت اطلاق شود. به همین دلیل، نسبت دادن همه‌ی نمونه‌های این خانواده از پوشاک به یک نام یا یک منطقه‌ی مشخص، نیازمند دقت تاریخی است.

وقتی یک فرم قدیمی، «نوآوری» به نظر می‌رسد

همین جاست که مسئله‌ی اصلی شکل می‌گیرد. استفاده از میراث پوشیدنی فرهنگ‌های مختلف در مد، اتفاق تازه‌ای نیست. تاریخ لباس مملو از تبادل فرم‌ها، مواد، تکنیک‌ها و ایده‌ها میان فرهنگ‌هاست. بنابراین مسئله صرفاً این نیست که یک طراح اروپایی چرا از لباس یک جامعه‌ی دیگر الهام گرفته است. پرسش مهم‌تر این است که این الهام چگونه روایت می‌شود؟

وقتی یک فرم پوششی با سابقه‌ی طولانی، بدون اشاره‌ی کافی به جغرافیا، جامعه‌ی استفاده‌کننده و دانش فنی پشت آن، در قالب محصول یک خانه مد جهانی معرفی شود، ممکن است مخاطب تصور کند با ایده‌ای کاملاً تازه روبه‌رو است. در چنین شرایطی، چیزی که نسل‌ها در یک جامعه وجود داشته، ناگهان در زبان مد جهانی با نام یک طراح یا برند شناخته می‌شود.

بالاپوش چوپانی لویی ویتون

منتقدان دقیقاً روی همین نقطه دست گذاشته‌اند. از نگاه آنان، مشکل اصلی استفاده از فرم نیست؛ مسئله حذف یا کم‌رنگ شدن خاستگاه و صاحبان سنت است. در این چارچوب، بالاپوش چوپانی لویی ویتون بیش از آنکه فقط یک لباس مد باشد، به نمونه‌ای از بحث گسترده‌تر درباره مالکیت روایت فرهنگی تبدیل شده است.

چرا مقایسه با میراث اروپایی اهمیت دارد؟

این بحث زمانی جدی‌تر می‌شود که تاریخ خود لویی ویتون را در نظر بگیریم. خانه مد لویی ویتون در سال ۱۸۵۴ شکل گرفت و ریشه‌های آن به فعالیت لویی ویتون در ساخت صندوق و بسته‌بندی برای مشتریان ثروتمند و دربار فرانسه بازمی‌گردد. بعدها صندوق‌های مسطح و قابل‌روی‌هم‌گذاری او به بخشی از تاریخ صنعت سفر و صنایع دستی فرانسه تبدیل شدند.

امروز نیز این برند در روایت رسمی خود، بر تاریخ، مواد، ساخت و میراث این برند تأکید زیادی دارد. مجموعه پاییز و زمستان ۲۰۲۶ نیز در روایت رسمی لویی ویتون با سفر بنیان‌گذار خانه از ژورا به پاریس پیوند خورده است.

بالاپوش چوپانی لویی ویتون

از همین جا پرسش منتقدان شکل می‌گیرد: چرا وقتی یک برند لوکس و مطرح به میراث اروپایی خود رجوع می‌کند، زمینه‌ی تاریخی و داستان آن با چنین دقتی روایت می‌شود، اما وقتی از پوشش جوامع دیگر استفاده می‌کند، خاستگاه آن همیشه با همان وضوح در مرکز روایت قرار نمی‌گیرد؟

این پرسش به معنای ممنوع بودن الهام از فرهنگ‌های دیگر نیست. برعکس، تبادل فرهنگی یکی از پایه‌های تاریخ مد است. مسئله بر سر نحوه‌ی اعتبار دادن، نام‌گذاری و روایت کردن است.

از کپنک تا سکوی پاریس

در گزارش مجله «ووگ» از مجموعه پاییز ۲۰۲۶ لویی ویتون، لباس‌های آغاز مجموعه به‌صراحت با کپنک‌های سنتی چوپانان ترکیه مقایسه شده‌اند. این لباس‌ها در نسخه‌ی لویی ویتون با مواد لوکس‌تر مانند موی حیوانی پرداخت‌شده و جزئیات چرمی بازآفرینی شده‌اند و در فرم نهایی، بسیار اغراق‌شده‌تر از نمونه‌های کاربردی سنتی هستند.

همین تغییر، از نظر مد، جذابیت بصری زیادی ایجاد می‌کند. حجم بزرگ، سرشانه‌های برجسته و فرم تقریباً مجسمه‌ای لباس با زبان معاصر مد هماهنگ است. لباس دیگر فقط یک پوشش کاربردی نیست؛ به یک بیانیه‌ی بصری تبدیل شده است.

بالاپوش چوپانی لویی ویتون

اما این تغییر، پرسش دیگری هم ایجاد می‌کند: وقتی ویژگی‌های کاربردی یک لباس حذف یا به عناصر زیبایی‌شناختی تبدیل می‌شوند، آیا هنوز می‌توان درباره‌ی همان لباس و همان میراث صحبت کرد؟ یا با تفسیری جدید روبه‌رو هستیم که تنها از فرم اولیه استفاده کرده است؟

وقتی میراث فرهنگی به ترند تبدیل می‌شود

مد همیشه از گذشته تغذیه می‌کند. بازگشت به لباس‌های سنتی، صنایع دستی، پارچه‌های بومی و فرم‌های تاریخی می‌تواند به خلق ایده‌های تازه منجر شود. حتی همین مجموعه لویی ویتون نشان می‌دهد که چگونه یک لباس کاربردی می‌تواند به فرمی معاصر، بزرگ‌مقیاس و نمایشی تبدیل شود. خود برند نیز مجموعه‌ی پاییز ۲۰۲۶ را در چارچوبی از سنت‌های جهانی دامداری، با تأکید بر فرم‌های مجسمه‌ای و بافت‌های ابتدایی، معرفی کرده است.

اما محبوب شدن یک فرم نباید به معنای ناپدید شدن تاریخ آن باشد. اگر یک بالاپوش سال‌ها در زندگی روزمره‌ی چوپانان یک منطقه وجود داشته، ارزش آن فقط در ظاهرش خلاصه نمی‌شود. پشت آن دانش مربوط به پشم، نمدمالی، اقلیم، حرکت بدن و شیوه‌ی زندگی قرار دارد.

همین بخش است که فرم را واقعاً خاص می‌کند. نوآوری فقط زمانی اتفاق نمی‌افتد که یک طراح چیزی را برای نخستین بار روی سکوی مد نشان دهد. گاهی نوآوری واقعی در دیدن دوباره‌ی دانشی قدیمی و فهمیدن منطق پشت آن است.

الهام یا مصادره؛ مسئله هنوز باز است

بحث درباره‌ی این مجموعه را نمی‌توان صرفاً با دوگانه‌ی ساده‌ی «الهام» و «سرقت» تمام کرد. مرز میان این دو، به میزان شناخت منبع، شیوه‌ی ارجاع، نحوه‌ی بازآفرینی و چگونگی معرفی اثر بستگی دارد.

همین مسئله در تابستان ۲۰۲۶ در پرونده‌ای دیگر نیز درباره‌ی لویی ویتون مطرح شد. دادگاه سوژو در چین در پرونده‌ای میان لویی ویتون و شرکت چینی Molly Tea، استفاده از یک نشان چهارپر را نقض حقوق علائم تجاری لویی ویتون تشخیص داد و این شرکت را به پرداخت ۱۰.۳ میلیون یوان محکوم کرد. این رأی با واکنش‌هایی در چین همراه شد و برخی منتقدان شباهت این نقش را با نقوش تاریخی چین، از جمله نمونه‌هایی از دوره تانگ، مطرح کردند. شرکت چینی اعلام کرده بود که قصد تجدیدنظر دارد.

این پرونده البته از نظر حقوقی با بحث لباس چوپانی یکسان نیست. در یک مورد، موضوع اصلی حقوق ثبت‌شده‌ی علائم تجاری است و در مورد دیگر، مسئله‌ی نسبت دادن و روایت میراث پوشیدنی مطرح شده است. اما هر دو بحث یک پرسش بزرگ‌تر را به میان می‌آورند: در جهان مد جهانی، چه کسی حق دارد یک فرم یا نشانه را تعریف کند و داستان آن را برای مخاطب جهانی روایت کند؟

لباس، پیش از آنکه روی سکو برود، تاریخ داشته است

بالاپوش چوپانی پیش از آنکه به یک حجم چشمگیر در مجموعه پاییز لویی ویتون تبدیل شود، بخشی از زندگی مردمانی بوده که در فضای باز کار می‌کردند و به لباسی نیاز داشتند که همزمان گرم، مقاوم و کاربردی باشد.

سرشانه سفت آن فقط یک ایده‌ی بصری نیست. ضخامت نمد فقط یک انتخاب لوکس نیست. حجم لباس فقط برای ایجاد سیلوئت متفاوت ساخته نشده است. پشت هر یک از این ویژگی‌ها، تجربه‌ای طولانی از زندگی، اقلیم، ماده و بدن وجود دارد.

شاید همین جاست که جذابیت واقعی این ترند قرار دارد. بازگشت فرم‌های سنتی به مد معاصر می‌تواند بسیار خلاقانه باشد، اما زمانی غنی‌تر می‌شود که تاریخ و صاحبان آن فرم نیز همراه لباس دیده شوند. در غیر این صورت، یک میراث زنده ممکن است تنها به یک «کشف تازه» در تقویم مد تبدیل شود؛ در حالی که برای جوامعی که آن را ساخته و استفاده کرده‌اند، هرگز تازه نبوده است.



دیدگاه شما