رد هنر کیوان خسروانی، معمار و طراح مد ایرانی، شاید در یکی از لباسهایی دیده شود که گوگوش بیش از نیم قرن از آن نگهداری کرده است. در پی درگذشت این معمار و طراح برجستهی ایرانی، این لباس قدیمی دوباره مورد توجه قرار گرفته است. خسروانی از هنرمندانی بود که میان طراحی مدرن و هنرهای سنتی ایران پیوندی متفاوت ساخت. سوزندوزی بلوچستان نیز جایگاه ویژهای در آثار او داشت. او سالها با ماهمنیر جهانبانی همکاری کرد و از این هنر در طراحیهایش استفاده کرد؛ از جمله در لباسهای فرح پهلوی.

کفتانی که از گذشته برگشت
همین سابقه، لباس گوگوش را جذابتر میکند. گوگوش دو رنگبندی از این مجموعه داشته است. یکی کفتانی کرمی با شنل آبی و سوزندوزیهای ظریف است. نسخهی دیگر، شنلی مشکی دارد. سوزندوزیهای طلایی و نقرهای روی این مدل دیده میشوند. فرم شنلها و نقشهای هندسی، ظاهری کاملا متفاوت به این مجموعه دادهاند. لباس گوگوش با کفتان سوزندوزی و شنل فقط یک لباس قدیمی نیست. یک نمونهی زنده از پیوند مد و صنایعدستی ایرانی است.





این مجموعه سالها در کمد نماند. گوگوش کفتان بژ را با خود از ایران برد. بعدها دوباره آن را پوشید. این لباس در موزیکویدیوی «آهوی عشق» دیده شد. او همچنین کفتان را در کنسرت اوبرهاوزن در سال ۲۰۰۱ پوشید. شنل مشکی هم سالها بعد دوباره ظاهر شد و در ریمیکس «طلاق» بر تن گوگوش دیده شد. همین بازگشت چندباره، ارزش این لباسها را بیشتر میکند.



یک عکس قدیمی و یک سرنخ مهم
تنها تصویری که تاکنون از گوگوش با شنل مشکی پیش از انقلاب پیدا شده، مربوط به پشت صحنهی «من و گنجشکای خونه» است. این تصویر برای شوی «چشمک» در تابستان ۱۳۵۲ ثبت شده است. متأسفانه ویدیویی از این اجرا در دسترس عموم نیست.

اما سرنخ جالب دیگری هم وجود دارد. تصویری قدیمی از پوران، خوانندهی محبوب و از دوستان گوگوش، روی جلد یک مجله دیده میشود. او در این تصویر رنگبندی دیگری از همین شنل را پوشیده است. وجود سه رنگبندی از یک طراحی، ساختار مشابه شنلها و نقوش هندسی سوزندوزی، این مجموعه را بسیار خاص میکند.


آیا این لباسها کار کیوان خسروانی بودند؟
شباهت زبان بصری این لباسها با آثار شناختهشدهی خسروانی، یک احتمال جدی را مطرح میکند. شاید این مجموعه از طراحیهای او بوده باشد. ممکن است لباسها سفارشی طراحی شده باشند. احتمال دیگر این است که برای مشتریان خاص او ارائه شده باشند.


با این حال، هنوز سندی پیدا نشده که این لباس مشخص را مستقیما به خسروانی نسبت دهد. بنابراین نمیتوان این انتساب را یک واقعیت قطعی دانست. فعلا میتوان از آن بهعنوان احتمالی بسیار قوی بر پایهی شواهد تصویری و تاریخ طراحی یاد کرد. لباس گوگوش با کفتان سوزندوزی از همین زاویه جذاب است؛ چون حتی بدون یک امضای قطعی، ردپای یک دورهی مهم از تاریخ طراحی ایران را در خود نگه داشته است.

شاید زیباترین بخش ماجرا همین باشد. گوگوش این لباس را از میان یادگارهای سالهای دور با خود از ایران آورد. آن را حفظ کرد. دههها بعد دوباره پوشید. لباسی که میتوانست یک یادگار قدیمی باقی بماند، دوباره دیده شد و زندگی تازهای پیدا کرد. این بازگشت، نمونهای جذاب از ماندگاری طراحی ایرانی است؛ جایی که صنایعدستی، مد و خاطره در یک لباس به هم میرسند.





دیدگاه شما